در اين نگاشته، چگونگي راهکارهاي عزتمندي واقعي انسان با بهره گيري از آموزه هاي امام حسن عسکري(ع) براي عموم پيروان اهل بيت(ع) از منظر آيت الله جوادي آملي تبيين شده است.
به گزارش
هفت چشمه به نقل از مهر، مقولۀ شناخت انسان و راهکارهاي تحقق سعادت و کمال با بهره گيري از آموزه هاي ناب اهل بيت(ع) امري انکار ناپذير است. زيرا جوامع غربي با ارائۀ مکتب اومانيسم، تصويري نادرست از انسان ارائه نمودند که اين امر منجر به نفي خداگرايي و ضديت با خداوند متعال و آموزه هاي ديني در جوامع غربي شده است. نمود واقعي اومانيسم را مي توان در توهين و هتّاکي رسانه ها و نشريات غربي به اسلام و پيامبر مهرباني(ص) مشاهده نمود.
لذا در سالروز ميلاد امام حسن عسکري(ع)، تبيين شاخصه هاي وجودي انسان، با بهره گيري از آموزه هاي ناب انسان شناسي امام حسن عسکري(ع)، نويدبخش بازتوليد معارف غني اهل بيت(ع) در موضوع انسان شناسي به جامعۀ اسلامي است. در اين نگاشته، چگونگي راهکارهاي عزتمندي واقعي انسان با بهره گيري از آموزه هاي امام حسن عسکري(ع) براي عموم پيروان اهل بيت(ع) از منظر آيت الله جوادي آملي تبيين شده است، که در ادامه به مهمترين مولّفه هاي آن اشاره مي گردد؛
ذلّتزدايي؛ راهکار حصول به عزّت
مقولۀ چگونگي حصول عزّتمندي براي انسان از جمله مسائلي است که از سوي امامان معصومين(ع) مورد توجه قرار گرفته است، ليکن سيطرۀ آموزه هاي غربي در جوامع اسلامي منجر به شيوع برخ آسيب ها درجامعه در قالب ذلّت پذيري شده است، لذا متأسفانه برخي رذايل اخلاقي در سطح جامعۀ اسلامي مشاهده مي شود که عدم شايسته سالاري در مناصب اداري در نظام اسلامي از يک سو و نيز ذلّت پذيري برخي افراد سست ايمان براي به دست آوردن برخي مطامع دنيايي از سوي ديگر، از جملۀ مصاديق پذيرش ذلت پذيري محسوب مي گردد.
آيت الله جوادي آملي با بهره گيري از معارف ناب امام حسن عسکري(ع) درتقبيح ذلّت پذيري و چگونگي حصول عزت براي انسان مي گويد: وجود مبارک امام عسکري(ع) در يک بيان نوراني فرمود: «ما اقبح بالمؤمن أن تکون له رغبةٌ تُذِلّه» [۱]، ما گرايشهايي داريم، علاقههايي داريم، يک اشتها و ميلي هم داريم، اين ميلهاي ما گاهي صادق است گاهي کاذب، همانطوري که عطش گاهي صادق است گاهي کاذب و تشخيص عطش صادق و کاذب به عهدهٴ پزشک معالج است. گاهي صبح، صادق است و گاهي کاذب. تشخيص صبح صادق و کاذب به عهدهٴ منجّم اخترشناس است. رغبت و مِيل هم گاهي صادق است گاهي کاذب. تشخيصش به عهدهٴ انسانشناس واقعي است. انسانشناس واقعي همان انسانآفرين واقعي است که خداي سبحان باشد و انبيا و معصومين(ع)، سخنان همان انسانآفرين را ميگويند.
ما گاهي به غذايي اشتهايي داريم و ذائقه ما لذّت ميبرد، لکن اين لذّت، لذّت کاذب است. چرا؟ براي اينکه اين غذايي که مصرف کرديم به دستگاه گوارش داديم ميبينيم آسيب ميبينيم درد شروع ميشود، معلوم ميشود اين لذّت، لذّت کاذب است. ما به بعضي از امور رغبت داريم. مِيل داريم و نميدانيم اين ميل، ميل صادق است يا کاذب؟ اين را طبيب ظاهري متوجّه نميشود. اين را فطرتشناس ميداند نه معدهشناس و رودهشناس و طبيعتشناس، فطرتشناسْ انسانِ کامل است.
وجود مبارک امام عسکري(ع) فرمود: «ما أقبح بالمؤمن أن تکون له رغبةٌ تُذِلّه» چقدر ناشايست است انسان به چيزي علاقه داشته باشد که باعث ذلّت اوست. برخي ميبينيد براي رسيدن به يک مقام و پُست و جاه تلاش و کوشش ميکنند در حالي که توان آن را ندارند يا براي آنها مصلحت نيست، همين که رسيدند به آنجا ذلّت اينها ظاهر ميشود. فرمود مبادا شما به چيزي رغبت داشته باشيد که اين با عزّت شما سازگار نيست. اين تفسير انسان به انسان است. همانطوري که طبيب ذائقه را با دستگاه گوارش تفسير ميکند نه با بيرون، يک وقت است ميگويند اگر شما سير خورديد دهن را بدبو ميکند، مردم متأثّر ميشوند، اين تفسير ذائقه است به بيرون، يک وقت ميگويند اگر اين غذاي مسموم را خوردي اين با دستگاه گوارش ناسازگار است اين تفسير به درون است، منتها در محدودهٴ طبيعت آن مسائل اخلاقي فراطبيعي است، وجود مبارک امام عسکري(ع) فرمود؛ آن رغبتي که باعث ذلّت انسان است به دنبال آن رغبت نرويد مؤمن به سراغ آن گرايش و ميل و آن خواستني که ذلّت او را به همراه دارد نميرود.
چيستي مفهوم ذلّت
آيت الله جوادي آملي در تبيين چيستي مفهوم ذلّت براي مؤمن مي گويد: ذلّت مؤمن به اين است که نزد کسي مثل خودش سَر خم بکند، نزد غير خدا سر خم بکند، به غير خدا محتاج باشد، نيازي به غير خدا داشته باشد اين ذلّت است. فرمود: شما عزيزيد. اين عزّت گرانبهاست. اين را با هر گرايشي از دست ندهيد. در صورت از دست دادن عزّت، اين قدر انسان بايد ذليلانه با اين و با آن بجوشد تا به مقامي برسد. امام(ع) فرمود؛ اين چه کاري است؟ «ما أقبح بالمؤمن أن تکون له رغبةٌ تُذِلّه» [۲]، لذا وقتي ذلّتزدايي کرديم به مقام عزّت رسيديم فهميديم که عزيز بودن، گوارا بودن، مقامي داشتن براي خودمان حساب باز کردن، اين مهتمرين اصل است.
تزکيه؛ شاخصۀ بنيادين در کمال و عزتمندي انسان
آيت الله جوادي آملي در تشريح راهکارهاي کليدي براي حصول عزّتمندي انسان با استفاده از آموزه هاي امام حسن عسکري(ع) مي گويد: بيان نوراني امام حسن عسکري(ع) اين است که «الوصول الي الله عزّوجل سفرٌ لا يدرَک الاّ بامتطاء الليل» [۳] اين را وجود مبارک امام عسکري(ع) فرمود، فرمودند اين سفري است، و سفر نيز با مرکب قابل طي کردن است، بدون وسيله نقليه آدم سفر طولاني را چطور طي کند؟ لذا فرمود اين راه، راه طولاني است اين سفر، سفر طولاني است «إنّ الوصول الي الله سفرٌ» که اين بدون مرکب نميشود، مرکبش هم نماز شب است «إنّ الوصول الي الله سفرٌ لا يدرک الاّ بالامتطاء الليل» [۴] اين باب افتعال است «اِمْتَطأ» يعني «أخذ المَطيه» مَطيه يعني مَرکب، راهوار، خوب انسان سحر برميخيزد و با خدايش گفتگو ميکند، خودش را به او ميسپارد، از لغزشها به برکت او مصون ميماند، نه بيراهه ميرود نه راه کسي را ميبندد کساني که اين راه را طي ميکنند به قدري از زندگي لذّت ميبرند که هيچ کسي به اندازهٴ آنها لذّت نميبرد.
لذا نماز شب يک مرکب خوبي است، خب سوار اين مرکب بشويد برويد. اگر ميخواهيد عزيز بشويد و گرامي بشويد بايد از خيلي از چيزها صرفنظر کنيد. يک وقت آدم بينياش بسته باشد وقتي يک سلسله غذاهاي به حسب ظاهر شيرين را شيريني را، ميوههاي شيرين را ميبيند طمع ميکند، اما وقتي شامّهاش باز باشد بوي بد اينها را ميشنود اصلاً رغبت ندارد، خودش را به زحمت نمياندازد. دعوا بر ميوههاي پوسيده نميکند براي اينکه شامّهاش باز است ميداند عاقبت باز ماند، يک مُردار براي کسي ميوه نشد اين باز بودن شامّه، باز بودن بيني، باز بودن باصره، باز بودن سامعه همين است، لذا خداوند در قرآن کريم فرمود؛ يک عده چشمشان بسته است ﴿أَعْينُهُمْ فِي غِطَاءٍ عَن ذِکْرِي﴾[۵] خب اگر کسي بوي غذاي خوبي به مشامش برسد اما چشمش بسته باشد نداند که اين آلوده است، نبيند آلوده است خب هوس ميکند، ليکن اين نماز شب آدم را سميع ميکند، آدم را بصير ميکند، شامّه باز به آدم ميدهد حالا آن مراحل عالياش مخصوص انبيا و اولياست، اما مراحل ابتدايي که مشکل ما را حل کند به ما خواهد رسيد.
تحصيل و تعليم علوم اهل بيت(ع)؛ شاخصۀ عزتمندي انسان
بدون شک علم آموزي در راستاي تقرب الي الله از جمله آموزه هاي ائمۀ اطهار(ع) براي حصول سعادت و عزتمندي و کمال انسان است. لذا آيت الله جوادي آملي در تفسير اين روايت نوراني امام حسن عسکري(ع) «الوصول الي الله عزّوجل سفرٌ لا يدرَک الاّ بامتطاء الليل» [۶] مي گويد: امام حسن عسکري(ع) فرمود: شما ميخواهيد علم پيدا کنيد نزد خداست، قدرت پيدا کنيد، نزد خداست. ما تنها علم لدنّي نميخواهيم، بلکه علم لدنّي ميخواهيم، قدرت لدنّي ميخواهيم، عزّت لدنّي ميخواهيم، کمال و جمال لدنّي ميخواهيم، همهٴ اين کمالات اگر لدنّي باشد ماندني است. «لَدُنْ يعني نزد»، علم لدنّي در قبال فقه و اصول و فلسفه و کلام نيست که موضوع خاص داشته باشد، محمول خاص داشته باشد، مبادي خاص داشته باشد، مسائل خاص به نام علم لدنّي داشته باشد، مثلاً فقه غير از اصول است، حکمت غير از کلام است، تاريخ غير از طب است اينها موضوعاتشان فرق ميکند، محمولشان فرق ميکند، مباديشان فرق ميکند، مسائلشان فرق ميکند، لذا علم لدنّي علمي نيست که موضوع خاص داشته باشد، محمول مخصوص داشته باشد، مبادي داشته باشد اگر همين علوم را انسان از لدن يعني از نزد خداي سبحان فرابگيرد ميشود علم لدنّي. يک وقت است کسي ساليان متمادي درس ميخواند ميشود فقيه، اين يک فقه عادي دارد، ليکن يک وقت است نظير انبياي الهي، اولياي الهي که از لدن و از نزد ذات اقدس الهي اين علوم را فرا ميگيرند در آن صورت علم لدنّي خواهد بود، يک وقت است انسان از اين شيرها آب ميگيرد اينقدر دست به آن خورده، اينقدر چشم به آن رسيده، اينقدر لولهها را پشتسر گذاشته تا به ما رسيده است، ليکن يک وقت انسان در کنار يک چشمه و از خود چشمه بلاواسطه آب ميگيرد، که دستنخورده است، علم اگر از سرچشمه باشد ميشود لدنّي، اما اگر از لولههاي کتاب و مجاري گفتن و قلم و بنان و بيان و دهها عالِم باشد ديگر لدنّي نيست اينقدر دستخورده است، اينقدر فکر به آن رسيده، اينقدر تضارب آرا شده که معلوم نيست که حق باشد يا باطل يک راه عُذري براي ما هست.
ممکن است انسان در دامنه قدرت پيدا کند عزّت پيدا کند، علم پيدا کند، حکمت پيدا کند اما هيچ کدام اينها لدنّي نيست، لذا اگر کسي بخواهد عزّت لدنّي، آبروي لدنّي، قدرت لدنّي، علم لدنّي داشته باشد بايد سير صعودي را طي کند.
بنابراين همهٴ اينها تفسير انسان به انسان است نه به امور بيروني بلکه به امور دروني، نه به امور اعتباري بلکه به امور حقيقي، اين شاخصه ها براي اهل بيت(ع) عموماً و براي وجود مبارک امام حسن عسکري(ع) خصوصاً متصور است.
ــــــــــــــ
نويسنده: مهدي نجفي
پاورقي:
[۱] . بحارالانوار، ج ۷۵, ص ۳۷۴.
[۲] . بحارالانوار، ج ۷۵, ص ۳۷۴.
[۳] . بحارالانوار، ج ۷۵, ص ۳۸۰.
[۴] . بحارالانوار، ج ۷۵, ص ۳۸۰.
[۵] . سورهٴ کهف، آيهٴ ۱۰۱.
[۶] . بحارالانوار، ج ۷۵, ص ۳۸۰.